الشيخ محمد علي الگرامي القمي
43
نگاهى نو به ملاك حرمت ربا و حيل (فارسى)
بهرهبرى هستند علاوه بر اينكه هر روز بر بهاى محل كسب آنان نيز افزوده مىشود . البته ممكن است گفته شود : حق العمل كارى در مسير تهيهى ما يحتاج مردم است و بنابراين از موضوع بحث ما خارج است ؛ اما بايد توجه داشت كه پولى را كه رباخواران به عنوان قرض مىدهند نيز در ميسر رفع نياز زندگى قرض گيرنده و براى رفع ما يحتاج زندگى او ، هزينه مىشود و در غير اين صورت هيچ فردى حاضر نيست بدون وجود چنين انگيزههاى جدى ، متقاضى دريافت قرض با ربا ، شود . 4 - 3 - 5 . تباهى داراييها از برخى روايات ، جهت ديگرى ، به عنوان دليلى بر حرمت ربا ، مىتوان دريافت نمود و آن تباهى داراييها ( فساد الاموال ) است . اكنون بايد ديد منظور از فساد اموال چيست ؟ آيا منظور اموال رباخواران است ؟ آنچه كه قطعى است اين است كه دارايى رباخواران نه تنها فاسد نمىشود بلكه به گونهاى فزاينده انباشته مىشود ؛ نمونه آن همين بانكها هستند كه روز به روز بر رونق آنان ، حجم ادارات و تعداد شعب آنها افزوده مىشود ؛ بنابراين منظور از فاسد شدن دارايىها ، اموال كسانى است كه ربا مىدهند ؛ حال بايد ديد